از چشمهای من هیجان را گرفته اید
این روزها عجب خودتان را گرفته اید

اردیبهشت نیست که ؛اردی جهنم است
لبهای سرختان که دهان را گرفته اید-

به چرت و پرت و فحش و ... ؛ببخشید مدتی است
ازشعرهام لحن و بیان را گرفته اید

خانم جسارت است ! ببخشید یک سوال
با اخمتان کجای جهان را گرفته اید !؟

خانم ! شما که درس نخواندید پس کجا -
کی دکترای زخم زبان را گرفته اید !؟

خانم جواب نامه ندادید بس نبود !؟
دیگر چرا کبوترمان را گرفته اید ؟

*
خانم عجالتا برویم آخر غزل
نه این که وقت نیست ؛ امان را گرفته اید

اما به ما نیامده دل کندن از شما
...


محمد علی پور شیخ علی