دلنشین و ساده و سرراست
از چشمهای من هیجان را گرفته اید
این روزها عجب خودتان را گرفته اید
اردیبهشت نیست که ؛اردی جهنم است
لبهای سرختان که دهان را گرفته اید-
به چرت و پرت و فحش و ... ؛ببخشید مدتی است
ازشعرهام لحن و بیان را گرفته اید
خانم جسارت است ! ببخشید یک سوال
با اخمتان کجای جهان را گرفته اید !؟
خانم ! شما که درس نخواندید پس کجا -
کی دکترای زخم زبان را گرفته اید !؟
خانم جواب نامه ندادید بس نبود !؟
دیگر چرا کبوترمان را گرفته اید ؟
*
خانم عجالتا برویم آخر غزل
نه این که وقت نیست ؛ امان را گرفته اید
اما به ما نیامده دل کندن از شما
...
محمد علی پور شیخ علی
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 18:41 توسط حامد رئیس یزدی
|
بچه که بودم شبها ساعتها به آسمان خیره می شدم. "ستاره ها" برایم عجیب ترین چیز جهان بودند.